behesht8.orgفیلم گزارش مستند بی واسطه از بهشت امام رضا(ع)
زندگی در جریان بهشت
برنامه «بی واسطه» محصول سازمان هنری رسانه ای اوج با اجرای «محمد دلاوری» است که در هر قسمت به سراغ یک موضوع چالشی و دغدغهمند میرود.
بی واسطه در 18 تیر 1403 به سراغ یوسف اصلانی آمد تا از بهشت گزارشی بسازد. در ادامه بخش هایی از آن را مشاهده خواهی…
behesht8.org
https://behesht8.org/wp-content/uploads/2021/09/yousef-aslani-eradat-tv-program.jpg
698
1025
technical admin
https://behesht8.org/wp-content/uploads/2021/06/charity-logo-300x138.png
technical admin2021-09-21 17:25:572021-10-04 18:18:09برنامه نشان ارادت
https://behesht8.org/wp-content/uploads/2021/09/Picsart_25-12-23_14-03-05-090_145112.jpg
384
576
technical admin
https://behesht8.org/wp-content/uploads/2021/06/charity-logo-300x138.png
technical admin2021-09-01 17:11:042025-12-23 16:46:44تولد داداش یوسف
behesht8.org
https://behesht8.org/wp-content/uploads/2021/08/محرم-نزدیک-است-19-1.jpg
480
480
مدیر بهشت
https://behesht8.org/wp-content/uploads/2021/06/charity-logo-300x138.png
مدیر بهشت2021-08-10 12:04:032021-08-14 16:54:56محرم از راه اومده
behesht8.org
https://behesht8.org/wp-content/uploads/2021/07/online-school.jpg
290
360
admin_b8
https://behesht8.org/wp-content/uploads/2021/06/charity-logo-300x138.png
admin_b82021-07-18 02:15:182021-08-14 16:53:19مدرسه در خانه
جراحی پای فربد
زندگی در جریان بهشتما در خانواده#بهشت_امام_رضا بر این یقین رسیده ایم که معلولیت محدودیت نیست ولی عوارض ناشی از آن سخت است، از اینرو ما به فرزندان خود باور داریم.آقا فربد از بچه ها ی توانیاب (جسمی حرکتی) بهشت است که برای عمل سختی دیگری جمعه به اتاق عمل رفت تا …

اول مهر
زندگی در جریان بهشتهمه جا تاریک بود .مشخص بود وقت خواب بچه هاست .میخواستم وارد اتاق خاله مریم بشم .دیدم دو تا ابوالفضل و امیر مهدی دستاشونو زدن زیر چونه و زل زدن به روبرو.سه تا کیف مدرسه تکیه داده بودند به دیوار و بهشون چشمک میزدن.محو کیفا بودن .حتی سلام منم…

مستقیم بهشت
زندگی در جریان بهشت مستقیم بهشت ... مثل خیلی های دیگر دعوت بودم .اما جنس میهمانی فرق داشت .آسانسور باز شد .طبقه دوم .کفشهای دخترونه کوچولوی صورتی و آبی ، کتونی و کفش های زنانه جلوی در بود...کفش مردانه کم بود شاید دو یا سه جفت همه کفشها جفت شده بود توی جاکفشی . نفس …

برادرانه
زندگی در جریان بهشتبرادرانه . لم داده بود روی مبل راحتی و فریاد میزد.خانم سیفی پس چیشد نوشابه ؟ خانم سیفی میگفت این دومیه ها .. برات خوب نیست ... عباس با حالت محترمانه ای چشماشو بست و گفت مچکرم .لطفا ساعت ۲ چایی فراموشتون نشه ... خنده ام گرفته بود... با شه…

تولدت مبارک
زندگی در جریان بهشت صداشون ساختمان را پر کرده بود.دعا میکردم اتفاقی نیفتاده باشه.از در وارد شدم. برف بود که توی سر و صورتم میخورد .چشمهامو بستم . با دستام به اطراف هجوم میبردم .یکدفعه،در تاریکی چشمهای بسته ،بدن ظریف و کوچولویی اسیر دستهام شد.به شوق اینکه سپهر …
